توضیحات منصور اسالو در باره برخی اظهارنظرهای روشنفکرانه
!!
مدتی است که با شکل های
مختلف میخواهند به جنبش ما از
درون ضربه بزنند این نوع دروغ بافی ها هم یکی از آن ترفند هاست . مهم نیست ! تاریخ
راه خود را به پیش می برد و آینده نشان می دهد چه چیز درست و چه چیز غلط است . فقط
ای کاش کسانی که در این شرایط که ما زیر شدیدترین فشارها هستیم و به اشکال غیر
قانونی می خواهند ما را حذف فیزیکی کنند یا بربایند یا برای ما احکام سنگین در نظر
گرفته اند و برای اعضای هیئت مدیره سندیکا پیاپی احضاریه برای حضور در دادگاه و
دادسرای انقلاب اسلامی می فرستند و قصد حذف ما را از اجتماع دارند ، مقالاتی که سراسر تهمت و قضاوت های بیجا دارد و با
توجه به معرفی نکردن نویسنده که شهامت ندارد پای حرفهای خود را امضا کند و بایستد
آیا بجز هم کلامی با مخالف ضد کارگری که لباس دایه های مهربان تر از مادر می پوشند
چه برداشتی ما کارگران که در وسط میدان ایستاده ایم و داریم هزینه پرداخت میکنیم
باید داشته باشیم . ما را کتک زده اند به زندان برده اند محل جلساتمان را
بطور غیر قانونی گرفته اند پول و قبض های سندیکایی مان را با حضور ماموران
انتظامی و پلیس دزدیده اند کتب ما را سرقت کرده اند و بیش از 300 ملیون تومان وثیقه
و ضمانت و سند و کفالت از ما گرفته اند .
ما را به زندان انفرادی و انواع
فشارهای روحی و روانی دچار کرده اند امنیت خود و خانواده
هایمان از دست رفته است . اخراج و بی درآمد شده ایم . تهدید به قتل شده ایم . زیر
چشم بند و رو به دیوار بازجویی غیر قانونی گاه تا 12 ساعت شده ایم در خیابان چند
بار خواسته اند ما را بزنند . در روز اول ماه مه امسال ( 1386 ) با
چاقو میخواستند من را از پشت بزنند ، در مترو میخواستند مرا بدزدند در ترمینال کاوه
برای چندمین بار می خواستند مرا ببرند به منزل ما زنگ می زنند و مزاحم
خانواده های ما می شوند . خواهان قطع ارتباط با دوستان و همکاران می شوند خواهان
حضور غیر قانونی ما در دادگاه می شوند ، احکام غیر قانونی صادر می کنند خواهان
تحریم ما می شوند که موفق نمی شوند . خواهان همکاری غیر قانونی ما می شوند که جواب
ما منفی است آنگاه تهدید به قتل خانواده هایمان میکنند .
حتی اگر یک کارگر یک بار با ما تماس بگیرد
او را به حراست می برند و تهدید به اخراج می کنند و کتک می زنند مثل عبداله حسینی و
مهدی رابط . زنان و کودکان ما را نیمه شب از توی رختخواب بدون هیچ حکم قانونی به
اماکن و زندان اوین می برند و با مشت توی صورت زن هایمان می کوبند با باتوم بچه 2
ساله مان را می زنند . بیش از شانزده ماه است که اخراج به دلیل فعالیتهای سندیکایی
را تحمل می کنیم زندگی خانواده هایمان به مرز فروپاشی رسیده است و متاسفانه همسران
بعضی از سندیکایی ها زیر فشار فقر و نداری ناشی از بیکاری (اخراج به دلیل فعالیت
سندیکایی ) جدا شدند و بچه های آنها دچار افسردگی و آسیب های روحی روانی شده اند ،
اگر بخواهم ادامه دهم ستمهایی که به دلیل سندیکا خواهی بر ما رفته است مثنوی هفتاد
من کاغذ می شود و باز هم ادامه خواهد یافت .
محرومیتهای پولی ما طی شانزده ماه گذشته
بطور نسبی و میانگین هر نفر 5 میلیون تومان بوده است
جدای از پیشنهاداتی مثل دریافت ماهی 10 هزار
دلار و امکان سفر به هر کشوری که دلمان بخواهد حتی آمریکا و دیگر پیشنهادهای مالی و
مقامی مثل ریاست منطقه شرکت واحد و اخذ ماهیانه بین 3 تا 5 ملیون تومان . و تحمل
اتهام زنی که توسط حراستی ها در منطقه تبلیغ کرده بودند اسالو با گرفتن 10 ملیون
تومان از دولت به آمریکا رفته است وقتی دونفر از کارگران تعمیرگاه منطقه 4 – نازی
آباد - در خیابان مرا دیدند با شگفت زدگی به همسرانشان که همراه آنها بودند
می گفتند این همان آقا اسالو است که می گفتند در آمریکاست و از من می پرسیدند آقا
شما آمریکا نبودید ؟ من گفتم نه ! در بند 209 اوین بودم . به این ترفند ها نگاه
کنید فرد را به زندان می اندازند بعد شایعه می کنند او به آمریکا رفته و ده ها تهمت
و افترای دیگر که یاد کردن از آنها هم مشمئز کننده است .
آیا با تمام این نمونه ها واقعا" سندیکا
ابزار دست کارفرما یا دولت است ؟ همه هزینه ها را ما می پردازیم تا تشکل واقعی پایه
ای کارگران مطابق مقاوله نامه 87 مستقل ، آزاد و دمکراتیک باشد .
به امید ایجاد سندیکاها و فدراسیون ها و
کنفدراسیون سراسری ، مستقل و آزاد کارگران ایران
منصور اسالو
رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه
7 خرداد 1386
دعوت به شورا توسط مدیریت !!
آگهی
تعاونی مسکن :
گزارش
ابراهيم مددي نايب رئيس سنديكا پيرامون صدور آراي هيئت هاي حل اختلاف اداره كار شرق
تهران :
5 تن
از 50 كارگر اخراجي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه كه در جريان اعتراضات كارگري
بهمن ماه 1384 از بازگشت به محل كار خود محروم شده بودند ، سرانجام پس از نزديك به
دو سال پيگيري و تلاش موفق به دريافت راي خود از اداره كار شرق تهران شدند . براساس
اين راي سه تن از اين كارگران به نامهاي منصور حيات غيبي ، عباس نژند كودكي و يعقوب
سليمي راي عدم بازگشت به كار گرفتند . آقايان مرتضي كمساري و جواد كفايتي راي
بازگشت به كار گرفتند .
ابراهيم مددي
نايب رئيس سنديكا با اعلام اين خبر نسبت به روند غير قانوني صدور آراي عدم بازگشت
به كار براي كارگران شركت واحد اعتراض كرد و گفت مايه تعجب است كه وزارت كار كه
موظف است بازگشت يا عدم بازگشت به كار كارگران را براساس قوانين و مقررات بررسي كند
، حتي ابتدايي ترين حقوق اين كارگران را نيز رعايت نكرده است . به گفته مددي بر
اساس قوانين هنگامي كه قرار است به تخلف كارگري رسيدگي شود بايد كميته انظباط كار
منطقه كارگر را دعوت كند و در يك روند قانوني به تخلف احتمالي او رسيدگي شود ، اما
در باره هيچ يك از 53 كارگري كه از زمستان سال 1384 به صورت غير قانوني و فله اي از
شركت واحد اتوبوسراني اخراج شده اند اين روند رعايت نشده است و در جريان بررسي
شكايات كارگران نيز اشخاصي كه هيچ گونه مدخليتي در اين حوزه نداشتند مانع از گردش
قانوني كار كارگران شدند . در همين حال به گفته آقاي مددي در روزهاي آينده آراي
مربوط به بازگشت يا عدم بازگشت به كار ساير كارگران نيز صادر خواهد شد
.
مددي
نايب رئيس سنديكا ابراز اميدواري كرد كه در آستانه برگزاري اجلاس ساليانه سازمان
كار جهاني در ژنو كه ايران نيز در آن شركت خواهد داشت عملكرد دولت ايران در قبال
كارگران به گونه اي باشد كه يك بار ديگر به نقض حقوق كارگران در كشور متهم نشود
.
اتحاديه دانشجويان بريتانيا
منصور اسالو را به عنوان نايب رئيس افتخاری اين اتحاديه انتخاب
کرد
اتحاديه دانشجويان بريتانيا منصور اسالو را به عنوان نايب رئيس افتخاری اين اتحاديه انتخاب کرده است تا بدين وسيله همبستگی خود با مبارزه برای آزادی و برابری و عدالت اجتماعی در سطح بين الملی را نشان دهد . روز ۲۹ مارس ۲۰۰۷ اتحاديه سراسری دانشجويان بريتانيا به منصور اسالو رهبر اتحاديه اتوبوس رانان ايران رای داد تا در سال 2007-2008 نايب رئيس افتخاری اين اتحاديه باشد.
سخنرانی در دفاع از انتخاب اسالو توسط " لورا شوارترز" نماينده دانشگاه شرق لندن و عضو « سازمان رهايی طبقه
کارگر» بيان شد که عين سخنرانی در زير درج شده است :
کارگران شرکت واحد در پيشبرد مبارزات کارگری
دوره اخير(از سال ۲۰۰۴ ) در ايران نقش مرکزی ايفا کرده اند . مبارزاتی که
آخرين نمونه آن اعتراضات گسترده معلمان بود. مهم است با استفاده از رای اتحاديه
سراسری دانشجويان حمايتهای گسترده تری در دفاع از مبارزات
کارگران، دانشجويان ،
زنان و اقليتهای ملی ايران براي تغييرات دموكراتيك و رفع خطر جنگ بدست آوريم . شروع
کارمان با خواست لغو دادگاه اسالو و آزادی بی قيد و شرط اوست.
سخنان لورا شوارتز. دانشگاه شرق
لندن
حاضرين در کنفرانس !فعاليت در اتحاديه دانشجويی در بريتانيا و اتحاديه کارگری در بريتانيا هميشه آسان نيست اما چندان هم مشکل نيست. شما اگر اين کار رادر کالج يا دانشگاهی که قبلا اتحاديه ای در آن نبوده آغاز کنيد احتمالا مديريت کالج مشکلاتی برای شما ايجاد ميکند اما ميشود با اطمينان گفت دستگير نخواهيد شد. شما را زندان نمي اندازند و شکنجه نخواهيد شد .
اما واقعيت برای آن دسته از کارگران ايران که
در پی ايجاد اتحاديه های مستقل هستند متفاوت است . در سال ۲۰۰۵ کارگران شرکت واحد تهران سعی کردند در تشکلی مستقل از
دولت ، خود را سازماندهی کنند تا بتوانند به حقوق و شرايط کاری بهتر دست يابند. اما
دولت اتحاديه آنها را به شدت سرکوب کرد و رهبر اين سنديکا که به صورت دمکراتيک
انتخاب شده بود - منصور اسالو - از آن موقع تا امروز گاه زندانی و و گاه آزاد
بوده است . طی اين چند سال مبارزات دانشجويان و زنان ادامه داشته است و اين دو نيرو
کوشيده اند مبارزات خود را در همبستگی با مبارزات کارگران واحد و ديگر کارگران
ايران پيش ببرند.
ما بايد منصور اسالو را به عنوان نايب رئيس
افتخاری اين اتحاديه انتخاب کنيم تا نشان دهيم مبارزه او بخشی از مبارزه اتحاديه
سراسری دانشجويان بريتانيا برای دمکراسی ، عدالت و حقوق کارگری است . همبستگی با
مبارزات زنان و کارگرانی چون اسالو وجوانان ايران بخش کليدی از مبارزه با حمله
نظامی ايالات متحده به ايران است. اتحاديه ما در موقعيتی قرار دارد که تغييرات
دمکراتيک داخلی و از پايين درايران را مورد حمايت قرار دهد و تاکيد کنيم اين تغيير
با بمبهای آمريکايی ميسر نيست
گزارش
مربوط به مهدي رابط راننده منطقه 6
طي روز 22 فروردين 1386
آقاي مهدي رابط راننده منطقه 6 با آقاي مطاعي يكي از مسئولين
توقفگاه منطقه 6 پيرامون رزرو اتوبوس درگيري لفظي پيدا مي كند. كه در حين بحث آقاي
مطاعي مي گويد : من هر بلايي
كه بخواهم سر تو مي آورم و بدان كه خودكار من از شمشير حضرت علي برنده تر
است.
بعد از جروبحث زياد
مطاعي با مشت به صورت آقاي
مهدي رابط مي كوبد و به او فحاشي مي كند. آقاي مهدي رابط براي احقاق حق خود به
دادسراي عمومي و انقلاب ناحيه 5 شكايت مي كند و با برگ معرفي دادگاه به پزشكي
قانوني مي رود. پزشكي قانوني براي او 2 مورد آثار كبودي سمت راست صورت و خلف آرنج
راست را گواهي ميكند . پس از آن مهدي رابط مجددا به دادسرا مراجعه و با راهنمايي
دادسرا از كلانتري مربوطه مامور گرفته و براي جلب آقاي مطاعي به منطقه 6 مراجعه مي
كند. شماره پرونده تشكيل شده در دادسراي منطقه 5 به شماره 86/512 به امضاي قاضي
كشيك مجتمع صادقيه به تاريخ 22/01/86 مي باشد. بعد از مراجعه مامور و احساس خطر
بازداشت كه مطاعي مي كند ، درصدد جلب
رضايت مهدي رابط برمي آيد كه هنوز مهدي رابط به او رضايت نداده
است.
خبرنگار
سنديكا
خبر
مهم
در جريان برگزاري مراسم
روز اول ماه مه كه در استاديوم شيرودي برگزار شد ، جمع كثيري از كارگران حضور
داشتند. در حاليكه تعداد زيادي از آنها خواستار سخنراني منصور اسانلو رييس هيات
مديره سنديكاي كارگران شركت واحد شده بودند ، جواني كه ته ريش چندروزه اي داشت با
چاقويي كه در مشت پنهان كرده بود ، قصد داشت آقاي اسانلو را از پشت سر مورد حمله با
چاقو قرار دهد كه يكي از اعضاي هيات موسس سنديكاي كارگران نقاش و يكي ديگر از
كارگران شركت واحد متوجه موضوع مي شوند و كارگر نقاش اقدام به گرفتن چاقوي آن فرد
مي كند كه در اين حين انگشتانش نيز بريده مي شود. شخص اجير شده پس از اينكه خود را
در اجراي اين نيت شوم و پليد ناكام مي بيند ، بلافاصله متواري شده و خود را در ميان
انبوه جمعيت پنهان مي كند. در ادامه كارگر عضو هيات موسس سنديكاي كارگران نقاش اين
موضوع را به سايرين اطلاع مي دهد و خواستار ايجاد حلقه انساني به دور اسانلو مي
شود. اين اتفاق در حالي مي افتد كه آقاي حسن صادقي از پشت تريبون اقدام به تهديد
اسانلو و ديگر اعضاي كارگران سنديكايي مي نمايد و حتي فحاشي مي كند و به دوروبري
هايش دستور مي دهد كه به كارگران سنديكايي حمله كند و جلوي آنها را بگيرد. همينطور
در زماني كه كارگران پس از پايان مراسم به شكل خودجوش بسوي ميدان هفتم تير حركت مي
كنند ، يكي از افراد دوروبر حسن صادقي كه در داخل محوطه شيرودي هم با آقاي يعقوب
سليمي عضو هيات مديره سنديكاي كارگران شركت واحد درگير شده بود ، به اسانلو نزديك
شد و اقدام به تهديد و فرياد كشي نمود كه اسانلو دستهايش را پشت خودش گرفت و به او
گفت هرچقدر فرياد بزني و فحش بدهي و تهديد كني من با شما درگير نمي شوم. شما مي
تواني مرا مثل روسايت كه در حمله به سنديكا مورد ضرب و شتم قرار دادند كتك بزني ولي
سنديكاييها هرگز وارد درگيري بدني ، فحاشي و تهديدگرايانه نمي شوند ، هرچقدر مي
خواهي مرا كتك بزن . اين برخورد اسانلو او را خلع سلاح نمود و حتي چند نفر از لباس
شخصي ها و اطرافيان خودش آن جوان گول خورده را كه بعد با سرهنگ زماني گفتگو كرد از
اسانلو دور كردند و از آقاي اسانلو خواهش كردند كه هرچه زودتر از بين جمعيت برود و
دور شود . بعد هم كه آن اتفاق آدم ربايي و دستگيري غيرقانوني در مترو و مقاومت
كارگران و مردم در زيرزمين ايستگاه مترو هفت تير پيش آمد و پس از آن ماجراي اقدام
به بازداشت غيرقانوني اسانلو در ترمينال كاوه در غرب ميدان انقلاب كه با حضور
آقايان منصور فروغي و حسين كريمي سبزوار و مختاري و چند راننده ديگر ، خنثي شد.
سپس دو بار تماس تلفني
با منزل اسانلو و درخواست حضور او در دادسراي انقلاب بدون آنكه شخص تلفن كننده خودش
را معرفي كند. در ادامه از سوي دادسراي انقلاب با آقاي دكتر يوسف مولايي يكي از
وكلاي منصور اسانلو تماس گرفته مي شود و او را براي گفتگو پيرامون يكي از پرونده
هاي تحت وكالتش به دادگاه انقلاب واقع در خيابان معلم فرا مي خوانند. اما پس از
مراجعه ايشان و گفتگوهاي في مابين بطور خيلي غير مترقبه پرونده منصور اسانلو را روي
ميز گذاشته و دادنامه مبتني بر راي دادگاه شعبه 14 انقلاب به سرپرستي آقاي محمدي را
جلوي او مي گذارند و مي گويند كه با راي دادگاه بدوي ايشان يعني منصور اسانلو به 5
سال زندان محكوم شده اند و ما به اين طريق راي دادگاه را به شما ابلاغ كرديم. در
ادامه دكتر مولايي به اين روش غيرقانوني در ابلاغ راي اعتراض مي كنند و حتي امضاي
خود را كه بعنوان رسيد ابلاغ راي در زير كاغذ گذاشته بودند خط مي زنند اما مسولين
دفتر دادگاه مي گويند اين كار فايده ندارد و ما از همين امروز ابلاغ راي به وكيل
متهم را ثبت مي كنيم و شما در فرصت تعيين شده در برگه دادنامه حق داريد اعتراض خود
را به راي صادره اعلام كنيد.
با توجه به اين
اتفاقات و آنكه در تاريخ 24/2/86 راي مجدد اخراج از كار آقاي منصور اسانلو را در
هيات بدوي رسيدگي به تخلفات اداري شهرداري تهران به منزل ايشان آورده و تحويل داده
اند ( در صورتيكه بر خلاف عرف و آيين نامه هاي موجود آقاي منصور اسانلو در جلسه
رسيدگي به تخلفات حضور نداشته تا از خود دفاع كند و راي غيابي صادر شده است و مثل
بقيه آراي صادره بر عليه كارگران عضو سنديكا با تكيه بر مصوبات شوراي تامين امنيت
استان به شماره 13225/84210 مورخ 21/12/84 و دلايل غير واقعي و بدون سند اين راي
نيز ابلاغ گرديده است . )
هم زمان با اين تحركات
بر عليه سنديكاي كارگران شركت واحد حكم اخراج آقاي حسين شهسواري پور نيز (كه از
اعضاي هيت موسس سنديكا و عضو هيات مديره سنديكا با راي كارگران بوده است) نيز صادر
و در تاريخ 24/2/86 به ايشان ابلاغ مي گردد. همچنين برگه هاي احضار براي آقايان
مسعود حيات غيبي ، عطا باباخاني و سيد داود رضوي كه دو نفر عضو هيات مديره و آقاي
باباخاني بازرس سنديكا مي باشند ، ارسال شده است. و آقايان بايد در 23 خرداد و 30
خرداد و 30 تير ماه 86 در دادسراي انقلاب حاضر شوند. علاوه بر اين تحركات شاهد صدور
آراي هيات حل اختلاف 6 نفر از كارگران عضو سنديكا در اداره كار شرق تهران هستيم كه
3 نفر را راي بازگشت به كار داده اند و 3 نفر را راي اخراج، اين در حالي است كه
ادامه رسيدگي به پرونده هاي ديگر كارگران در ادارات كار غرب ، شرق و جنوب تهران
ادامه دارد.
همچنين طي اطلاعي كه از
مسئولين بخشهاي اجتماعي و اقتصادي برخي از روزنامه ها در اختيار سنديكا قرار گرفته
است شوراي تامين استان به اين روزنامه ها شديدا هشدار داده است كه در صورت چاپ و
انتشار اخبار مربوط به سنديكاي كارگران شركت واحد با شديدترين وجه با آن روزنامه ها
برخورد خواهد شد و روزنامه ها را خواهند بست. بعلاوه این كه صدا و سيما حتي يك خبر
از اعتراضات ، مشكلات ، دردها و رنجهاي كارگران را منتشر نمي كند و هيچ تريبوني به
نمايندگان واقعي كارگران شركت واحد نمي دهد.
همزمان با اين اتفاقات
مديريت شركت واحد با همدستي مسئولين اداره تشكلات كارگري و كارفرمايي استان تهران
وزارت كار اقدام به برگزاري مقدمات تشكيل شوراهاي اسلامي را در شركت واحد مي دهند.
هر چند كه چاپ و انتشار اطلاعيه سنديكاي كارگران شركت واحد در رابطه با اين موضوع
آگاهي كارگران را بالا برد و بسياري از كارگران آگاه در اين انتخابات فرمايشي و
كارفرمايي شركت نكردند ، اما حراستي ها ، مديران ، شورايي هاي قبلي ، عناصر خود
فروخته به كارفرما با ايجاد جو رعب و وحشت و گرفتن تعرفه رانندگان و كارت حضور و
غياب كارگران تعميرگاه ها و مناطق آنها را به زور پاي صندوق هاي رايي كه در
قسمتهايي مثل حضوروغياب و امور شبكه و ديگر مكانهاي نامانوس با برگزاري يك مجمع
عمومي گذاشته بودند ، مي بردند و از آنها مي خواستند كه اسم خودشان را در ليستي كه
روي ميز بود بنويسند ، امضا كنند و انگشت بزنند و اگر دلشان خواست هرچه مي خواهند
در كاغذهايي كه بعنوان برگ راي انتخاب كارگر عضو هيات تشخيص صلاحيت انتخابات شوراها
بنويسند كه بسياري از كارگران به اين امر اعتراض نموده و تعداد زيادي در مناطق
مختلف نامه هايي بعنوان رياست اداره كار و امور اجتماعي استان تهران و بازرسي اين
نهاد و رياست اداره تشكلات كارگري و كافرمايي اين نهاد ارسال كردند و شماره هاي ثبت
نامه هاي اعتراضي خود را هم دارند كه در اخبار بعدي اين شماره هاي ثبت هم ارائه
خواهد شد.
پس از برگزاري اين
مراسم بي معنا حتي بسياري از كارگران كه بر اثر ناآگاهي يا ترس به پاي صندوق برده
شده بودند ، وقتي كه كارگران عضو سنديكا را مي ديدند به آنها گزارش مي دادند كه ما
در راي هاي به صندوق ريخته شده نوشتيم : سنديكا يا منصور اسانلو و ابراهيم مددي يا
برگه ها را سفيد انداختيم و هريك به نوعي اعتراضات خود را كه خام و ناآگاهانه بوده
است اعلام مي كردند. حتي عده اي از آنها برگه هاي كوچكي را كه براي به صندوق
انداختن به آنها داده بودند با خود آورند و بدون اينكه راي بدهند آن را به مسولين
هيات مديره سنديكا دادند.
همه اين اتفاقات از
روزي شروع شد كه سنديكاي كارگران شركت واحد طي اطلاعيه اي به تاريخ 15/01/1386
اعلام نمود كه برگزاري انتخابات اجباري و بدون تشكيل مجمع عمومي در شركت واحد براي
راه اندازي دوباره شوراهاي اسلامي غير قانوني مي باشد و سنديكا در خرداد ماه مجمع
عمومي خود را برگزار خواهد كرد و به زودي از كارگران خواهد خواست تا در مجمع عمومي
دوم دوران بازگشايي سنديكاي كارگري خود شركت نمايند. موج سنگين حمله و صدور راي
زندان و اخراج براي اعضاي هيات مديره سنديكا به همين دليل نيز مي تواند صورت گرفته
باشد
سيل حوادث آينده نشان
خواهد داد كه چقدر اين تحليل و نتيجه گيري درست خواهد بود زيرا ما مي
دانيم برگزاري مجمع عمومي سنديكاي ما مثل برگزاري مجمع عمومي در 13/03/84 كم هزينه
نخواهد بود . در آن روز هم ما با حضور نيروهاي پليس و انتظامي ، امنيتي ، اطلاعاتي
، حراستي ، شورايي ها و ديگر عوامل ضد سنديكاهاي كارگري روبرو بوديم . چند روز قبل
از آن ها به محل تشكيل مجمع عمومي سنديكا بمب آتش زا انداختند و جلوي برگزاري مجمع
را در 2 هفته قبل از آن هم گرفتند كه منجر به حضور گسترده كارگران در ميدان حسن
آباد گرديد كه آنجا منصور اسانلو بر شانه هاي كارگران براي آنها سخنراني كرد و پس
از توضيح شرايط و واقيتها و ستمي كه بر كارگران و خانواده هاي آنان مي رود از آنها
خواست كه بدون درگيري و سرو صدا در كمال نظم و قدرت و غرور كارگري
سنديكايي متفرق شوند. در همان روز اين نيروهاي امنيتي مثل سرهنگ سرلك ، صبوري و
آسايش (آرامش) بودند كه تلفني از اسانلو خواستند به ميدان حسن آباد بيايد و با
كارگران صحبت كند تا بدون هيچ درگير و ايجاد هزينه اي براي كشور و كارگران ميدان
حسن آباد به وضع عادي برگردد. قبل از آن هم با حمله اي كه عوامل كارفرمايي شوراهاي
اسلامي و خانه كارگريها در حضور نيروهاي امنيتي و پليس و حراستي به سنديكاي كارگران
شركت واحد كردند هزينه مجروح شدن ، ضرب و شتم سرقت اموال و پول و كتب قانون كار و
قانون اساسي و آمورزشهاي سنديكايي و قرآن و نهج البلاغه و ديگر كتب مربوط به
سنديكاي كارگران شركت واحد و سنديكاي كارگران خباز استان تهران به كارگران تحميل شد
. ما مي دانيم كه بدون هزينه به خواستهاي برحق و انساني خويش نمي رسيم و هم اكنون
براي برگزاري مجمع عمومي خود آماده مي شويم. در اين مجمع بايستي اصلاحاتي در
اساسنامه به عمل آيد كه با راي حاضرين در مجمع به تصويب خواهد رسيد . هيات مديره و
بازرسين جديد سنديكا انتخاب خواهند شد . اعضاي علي البدل هيات مديره و بازرسان
برگزيده مي شوند و خط مشي آتي سنديكا با نظر كارگراني كه در مجمع حضور پيدا كرده و
عضو سنديكا مي باشند طراحي و برنامه ريزي خواهد شد و كارگران سنديكاي شركت واحد يك
گام ديگر بسوي اهداف خود كه بهبود شرايط كار و زندگي كارگران شركت واحد اتوبوسراني
تهران و حومه است ، بر خواهد داشت.
خبرنگار
سندیکا 4 خرداد 1386
خبر
مربوط به كميته امور صنفي رانندگان
بيش از 7 بار است كه
آقاي سيد جواد سيدوند از سوي اداره حراست و مديريت منطقه 3 شركت واحد و كميته
انضباط كار فاقد اعتبار اين منطقه بصورت غير قانوني احضار مي شود و بحث هاي بي سرو
تهي با او مي كنند و سعي مي كنند كه اتهامات دروغيني به او بزنند و برايش پرونده
سازي كنند. تنها به اين دليل كه ايشان عضو فعال و مسئول سنديكاي كارگران شركت واحد
است . در آخرين احضاريه اي كه براي او برخلاف رعايت مواد قانون همچون مواد 112 و
113 و تبصره هاي مربوطه آنها در آيين دادرسي و قانون كار و بر خلاف آيين نامه هاي
موجود ايشان را بدون دادن برگ احضاريه و در ساعت غير خدمتي دعوت به مذاكره و اتهام
زني مي نمايند. در تاريخ 15 دي 1385 ساعت 14 ايشان را به كميته (فاقد اعتبار
قانوني) انضباط كار منطقه 3 خواسته اند و در آنجا به ايشان اتهام زده اند كه شما
طرح جداسازي خانمها و آقايان را اجرا نكرده ايد و اين يك خلاف است. كه آقاي سيدوند
جوابهاي كافي قانوني را به ايشان داده اند. از جمله آنكه:
- از تاريخ خرداد ماه
1385 شوراهاي اسلامي در شركت واحد مطابق قانون و آيين نامه مربوط به شوراها 2 سال
اعتبارشان خاتمه يافته و فاقد وجاهت قانوني شده اند.
- به دليل عدم اعتبار
شوراهاي اسلامي ، كميته هاي انضباط كار هم كه با حضور نمايندگان شوراها تكميل و
قانوني مي شوند با توجه به اعتبار نداشتن شوراها بي اعتبار مي
شوند.
- طرح جداسازي خانمها و
آقايان ربطي به رانندگان ندارد . طبق قانون وظيفه راننده رانندگي و رعايت مقررات
راهنمايي و رانندگي و به سلامت رساندن مسافران و جلوگيري از تصادف و تجاوز به حريم
پياده گان است. اگر شركت مي خواهد خانمها و. آقايان را جدا كند اين خود يك كار
جداگانه اي است و شغل ديگي است. كارفرما مي تواند براي اجراي اين طرح مامور جداسازي
زنها و مردها براي هر اتوبوس استخدام نمايد كه كمكي هم به رفع مشكل بيكاري مي
كند.
- كنترل ها حق ندارند با
رانندگان درگير شوند و به آنها توهين كنند و از آنها بخواهند به زور با مردم و
مسافرين درگبر شوند و اگر خانمي مي خواهد در كنار همسرش بنشيند به راننده ربطي
ندارد كه آنها را از هم جدا كند. راننده نسبت به خانمها نامحرم است و نمي تواند به
آنها دست بزند و به زور آنها را به آن طرف ميله ها هدايت كند.
- كنترل هاي سيار (كه بر
اثر شكايت يكي از آنها) آقاي سيدوند را به كميته بي اعتبار انضباط كار منطقه 3
خواسته اند نمي دانند كه در چه ساعت پيك مسافر و وضعيت اتوبوس در خط به چه
صورت است. اين رانندگان هستند كه همه اين مسايل را بطور روزمره مي دانند .
دخالت يك كنترل سيار اوضاع را برهم مي ريزد و خودش بايد جواب مردم و مسافران را
بدهد.
آقاي سيدوند مي نويسند
قبل از نوشتن دفاعيات بنده درخواست كردم اعضاي كميته خودشان را معرفي كنند
.
مدير منطقه به نام
راستگو كه علاوه بر مديريت منطقه 3 شركت واحد جزء پرسنل سپاه پاسداران هم مي باشد و
معلوم نيست كه چگونه بر خلاف قانون اساسي داراي 2 شغل دولتي (عمومي كه از بودجه
عمومي تغذيه مي شوند) هستند گفت : بنده امروز استثنأ اينجا هستم مرا به حساب
نياوريد و 2 نفر نماينده كارفرمايي را نشان داد بدون معرفي اسم و يك نفر نماينده
سرپرستان كارگاه ها كه آقاي عاقلي و يك نفر بعنوان دبير و منشي جلسه و 3 نفر ديگر ،
كه 2 نفر را شورايي را معرفي كرد و يك نفر را نماينده كارگر ، كه من به آقاي عاقلي
ذكر كردم كه آيا در كميته انضباط كار فاقد اعتبار طبق آيين نامه موجود 8 نفر بايد
حضور يابند؟ و تازه 3 نفر شورايي و نماينده كارگر به چه حساب در اينجا حاضر شده
اند؟ شوراها از تاريخ خرداد ماه 1385 فاقد اعتبار هستند و حضور آنها در اينجا
غيرقانوني است!
عاقلي مسئول حراست گقت:
ما با اداره كار توافق يك ساله براي ادامه كار اين شوراها داريم .
سيدوند : اگر چنين
توافق نامه اي موجود است لطفا يك برگ از آن را ارائه دهيد چون من در اين موضوع ذي
نفع هستم.
عاقلي: نه ما نمي
توانيم به هر كسي اين توافق نامه ها را نشان دهيم . و اين آخرين جلسه كميته مي
باشد.
سيدوند: كل اين صحبت
شما غيرقانوني مي باشد و هيچ قانوني دال بر ادامه كار يك شورا پس از پايان يافتن
مهلت قانوني آن وجود ندارد.
در ادامه آقاي سيدوند
مي افزايد كه مدير منطقه او را به اتاق ديگري برده تا دفاعيات خود را در آن اتاق
بنويسد (كه اين كار هم باز برخلاف قانون است) چرا كه كارگران ديگر كه آنها را به
كميته انضباط كار غيرقانوني مي آورند از آقاي سيدوند موارد قانوني را براي دفاع از
حقوق خويش نياموزند.
گزارش از سيد جواد
سيدوند عضو فعال سنديكاي كارگران شركت واحد
تاریخچه مختصراز
تلاشهای سندیکاهای کارگری شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و تبریز
از تاریخ مختصر جنبشهای کارگری جهان
در ماه اوت
1972 میلادی (1351 شمسی ) راننده ها
، کمک راننده ها ، بلیت فروش ها و کارگران فنی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران ، دست به
اعتصاب تازه ای زدند که در این اعتصاب9500 نفر شرکت کردند اعتصاب
هنگامی آغاز شد که در مقابل در خواستهای کارکنان مبنی بر 35% افزایش حقوق ، مدیریت شرکت
اتوبوسرانی موافقت خود را فقط با 10 تا 15 در صد افزایش حقوق اعلام کرد .
در ضمن از اجرای شرایط قرارداد دسته جمعی که در اول سال 1972 منعقد شده بود امتناع ورزید .
مقامات شهری همچنین هیئت رئیسه سندیکاهای دولتی ، این اعتصاب را غیرقانونی اعلام
داشتند . بیست نفر از رهبران اعتصاب دستگیر شدند . به منظور شکستن اعتصاب ،
400 راننده نظامی و400 راننده دولتی را جهت کار بر روی
اتوبوسهای شرکت واحد گسیل داشتند . ولی این اقدامات نتیجه ای نداد واعتصاب همچنان
ادامه داشت . پس از 3 روز ، حکومت و مدیریت شرکت
اتوبوسرانی با در خواست کارگران مبنی بر 35% افزایش حقوق موافقت کرد و قول
بررسی وتامین بقیه خواستهای کارگران از جمله رعایت پیمان ها ی دستجمعی را
داد.
کیهان اینترنشنال در
26 فوریه سال 1970
(1349
شمسی ) خبر از اغتشاشاتی جدی در تهران به علت افزایش نرخ کرایه اتوبوسهای شهری می
دهد . اغتشاشاتی که کارگران ، کارمندان ، دانشجویان ، دانش آموزان متوسطه و دیگر
طبقات محروم در آن شرکت داشتند . و در طول سه روز از حرکت تمام وسائل نقلیه عمومی
در سطح شهرتهران ممانعت به عمل آوردند . مردم اتوبوسها را تحریم کردند و با سنگ
شیشه های آنها می شکستند. چندین بار بین تظاهر کنندگان و پلیس و ژاندارم ها برخورد
هایی صورت گرفت که منجر به دستگیری گروهی از تظاهر کنندگان شد . فقط پس از
آنکه امیر عباس هویدا ، نخست وزیر، طبق دستور شاه نرخ کرایه را به قیمت سابق
برگرداند ، اغتشاشات پایان یافت .
در تابستان سال 1974
( ( سال 1353 شمسی اعتصاب شرکت واحد تبریز آغاز شد
. کارگران طی چهار روز تحت رهبری سندیکاهای کارگری خود موفق شدند تمام کارگران را
در محل سندیکای کارگران شرکت واحد تبریز گرد هم آورند . سخنرانی مجید چرخچی و توضیح
واقعیات زندگی کارگری و راه حل مشکلات کارگران که در اتحاد و همبستگی حول سندیکای
خود می توانند به خواستهای خود برسند ، نقش بر جسته ای در اتحاد و همراهی
رانندگان و کارگران ایجاد کرد . مجید چرخچی یکی از دبیران بر جسته سندیکای
کارگران اتوبوسرانی تبریز بود . مجید چرحچی بعد از آن مسموم شد و بیست و چهار ساعت
بعد از سخنرانی اش در گذشت ، یادش گرامی و راهش پر رهرو باد .
دامنه اعتصاب کارگران
شهر تبریز را دربر گرفت ، خبر مرگ ناجوانمردانه مجید چرخچی اعتصاب را به تمام شهر
سرایت داد . رانندگان بین شهری از اعتصاب رانندگان شرکت واحد اتوبوسرانی حمایت
کردند . حضور ماموران امنیتی و پلیس و سرکوب کارگران توسط آنها کار را بدتر کرد
.
سخنرانی های مجید چرخچی
کارگر راننده تبریزی و دبیر سندیکای رانندگان شرکت واحد تبریز مهیج و اصولی
بود ، سخنان او فریاد
رسای کارگران تبریزی شده بود . در خواست رانندگان شرکت واحد تبریز ، همان در
خواستهای کارگران شرکت واحد تهران بود . اعتصاب به حدی سازمان یافته بود و تاحدی از
حمایت مردمی مواجه شد که حکومت بناچار کوتاه آمد و خواسته های کارگران جامه عمل
پوشید .
مرگ مرموز مجید چرخچی
که بیست و چهار ساعت بعد از آخرین سخنرانیش و به علت مسمومیت اتفاق افتاد ، مهر
پیروزی حرکت های متشکل سندیکاهای کارگری را برای حصول به در خواستهای انسانی
کارگران بر روند حوادث آن دوران کوبید !
نتیحه
گیری:
سی و پنج سال از آن
ایام گذشته است اما هجوم سرمایه داری جهانی و دلال و واسطه های بین المللی ، فرو
کوبی سندیکا ها ، حذف نمایندگان واقعی کارگری از صحنه های اجتما عی ، سیاسی ، صنفی
، اقتصادی ، تبلیغ خصوصی سازی و جهانی سازی آن چنان وضعیتی برای کارگران و خانواده
هایشان ایجاد کرده است که حتی از دریافتهای حداقلی آن دوران نیز عقب تر نشسته اند ،
ادامه چنین وضعیتی بدون حضور تشکیلات کارگری منسجم ، افق تاریکتری را فراروی آینده
زحمتکشان نمایش می دهد ، آینده ای که از هم امروز آثار آن را می بینیم : در رشد
فساد اداری- رشوه خواری قا چاق مواد مخدر و سوخت و دیگر کالاهای سوبسید دار ،
افزایش در گیری و مرگ و میرهای اجتماعی سیاه مثل مرگ و زخمی شدن 23 نفر در سمیرم برای قاچاق
1/5 تن مواد مخدر ، گسترش فساد
اجتماعی ، روسپی گری ، صدور دختران ایرانی به کشورهای پاکستان و حاشیه خلیج ، رشد
فقر و تمرکز ثروت در دست عده ای محدود ، از هم پاشیدن خانواده ها ، رشد طلاق ، قتل
، زورگیری ، گروگان گیری ، انواع بیماری ها ، نابسامانی و ناهماهنگی و عدم توازن و
تعادل اجتماعی ، اسراف و تبذیر در کنار گرسنگی و بی خانمانی .....اگر هماهنگی لازم
برای بازگشایی سندیکاها و تشکیل فدراسیون های واقعی و مستقل و آزاد کارگری بوجود
نیاید ، عاقبت کار به کجا می انجامد ؟
منصور اسالو رئیس هیئت
مدیره سندیکای شرکت واحد
گزارش :
در 15
فوریه 2007 ( 26 بهمن سال 1385 ) سندیکایی ها چه کردند ؟
صبح روز جمعه 26 بهمن 1385 تعدادی از اعضای
سندیکای کارگران شرکت واحد که طی هفته گذشته از هیئت تشخیص اداره کار شرق تهران حکم
بازگشت به کار دریافت کرده بودند ، با در دست داشتن حکم های مربوطه به اداره مرکزی
شرکت واحد مراجعه کردند تا احکام صادره را به قسمت های کارگزینی و حقوقی شرکت واحد
تحویل بدهند و جواب بگیرند . اما نیروی انتظامی شاغل در اجرائیات شرکت واحد جلوی
آنها را گرفتند و حراستی ها و ماموران پلیس امنیتی به سرپرستی سرهنگ صبوری در محل
حاضر شدند و جلوی ورود کارگران را به اداره گرفتند و وقتی کارگران اعتراض کردند و
برگ رای های بازگشت به کار را نشان دادند از سوی دو نفر از ماموران نیروی انتظامی
با باتوم مورد تهدید و فحاشی قرار گرفتند و آنها را به آن سوی خیابان راندند .
در آن سوی خیابان روبروی اداره مرکزی شرکت
واحد تصادفی بین موتورسواران بسیجی - اطلاعاتی و یک اتومبیل پراید رخ داد که منجر
به شلوغی و درگیری بین موتور سواران و راننده پراید گردید . و پای نیروهای امنیتی
حفاظتی پلیس هم در این درگیری به میان آمد و دقایقی خیابان هنگام شلوغ شد و ترافیک
شدیدی به وجود آمد و تعداد کثیری از رانندگان شرکت واحد هم به پیاده رو کشیده شدند
.
آنها با دیدن همکاران اخراجی خود با
آنها احوالپرسی و خوش وبش و روبوسی کرده و از حال و روز 50 نفر اخراجی می
پرسیدند که سندیکایی ها پاسخ کافی داده و ضمن دادن کارت ویزیت سندیکا به
همکاران ، خواهان حمایت کارگران از سندیکای خود می شدند . اکثریت مطلق کارگران
ابراز همدردی و همدلی نموده و اقرار داشتند که افزایش 30 درصدی دستمزدها و دیگر
مزایای دریافتی کارگران ناشی از تلاش سندیکایی ها است .
حضور در جلوی اداره مرکزی از ساعت 9 صبح
شروع و تا ساعت 11/5 طول کشید که در نهایت سرهنگ صبوری مسئول امنیت منطقه 4 بعد از
آنکه به داخل اداره رفت و با مسئول اداری و حقوقی شرکت مذاکره کرد . ایشان از
سندیکایی ها خواست که تا روز یکشنبه آینده صبر کنند و خودش با آنها تماس می گیرد و
نتیجه ارائه احکام را اعلام می کند . بعد از این اعلام وضعیت همکاران سندیکایی محل
را ترک و به توزیع نشریه آتیه در خیابانهای شهر پرداختند . در شرکت واحد کارفرما -
حراست - نیروی انتظامی ممانعت از حق می کنند . و کارگران عضو سندیکا همچنان با
پایداری راه خود را ادامه میدهند
خبرنگار سندیکا
خبر در اعتماد ملی چهارشنبه 2 خرداد
1386:
اعتراض کارگران به راه اندازی مجدد شوراهای
اسلامی کار در شرکت واحد :
آگهی های مجمع حقوقی انتخابات شوراهای
اسلامی کار در حالی از دوهفته پیش بر در و دیوار شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
نصب شده است که 17 هزار کارگر شرکت واحد اتوبوسرانی ، شوراهای اسلامی کار را به
عنوان نمایندگان واقعی و فراگیر خود قبول ندارند . ابراهیم مددی ، فعال کارگری در
شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه ، با اعلام این خبر گفت : " بر اساس تبصره 4
ماده 131 قانون کار کارگران حق دارند که از سه گزینه انجمن صنفی ، نماینده کارگری و
شورای اسلامی کار یک گزینه را انتخاب کنند و به این ترتیب کارگران پیش از هرگونه
رای گیری باید انتخاب خود را انجام دهند ." مددی ادامه داد : " این در حالی
است که تا به امروز هیچ گونه مجمع عمومی در مناطق 11 گانه شرکت واحد اتوبوسرانی
برگزار نشده و با وجود این در مناطق مختلف به همکاران گفته شده است که آرای خود را
در صندوق ها بریزند ." به گفته مددی در پی انجام این اقدام غیر قانونی در شرکت واحد
شکایاتی تنظیم شده و در حال پیگیری است تا بار دیگر عده ای خاص موفق به سرهم بندی
گروه های منتسب به خود به عنوان نمایندگان کارگری نشوند .
خبر در روزنامه اعتماد 2 خرداد 1386
:
برگزاري دادگاه دو فعال
کارگري
جلسه رسيدگي به اتهامات «سيدمنصور حيات
غيبي» و «عطا باباخاني»از اعضاي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني در روزهاي 31
خرداد و 31 تيرماه سال جاري در شعبه 14 دادگاه انقلاب تهران برگزار مي شود.
پرويز خورشيد، وکيل مدافع اين دو فعال کارگري در گفت وگو با ايلنا، گفت؛ بر
اساس اخطاريه هايي که به دست ما رسيده است، دادگاه حيات غيبي در روز 31 خرداد و
دادگاه باباخاني در روز 31 تيرماه سال جاري در شعبه مزبور برگزار مي شود.وي در خصوص
اتهامات موکلانش گفت؛ تاکنون موفق به مطالعه پرونده نشده ام و از اتهامات انتسابي
اطلاعي ندارم.وکيل مدافع اين دو عضو سنديکاي کارگران شرکت واحد تصريح کرد؛ موکلانم
پيش از اين در جريان اعتراض هاي سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني بازداشت و
سپس با تبديل قرار بازداشت آزاد شدند.
اخبار :
1 - در شرکت واحد ،
مدیریت می خواهد دوباره در جهت منافع خودش شورای جدید را تشکیل دهد و کارگران را
بااعمال فشار از طریق کارت های حضور و غیاب و تعرفه ها در وقت کاری وادار به این
کار می کنند . و به آنها دستور میدهند شما باید عقیده خود را در صندوق های اظهار
نظر وارد کنید و بسیاری از کارگران شکایت کرده اند به اداره کار استان تهران و گفته
اند و نوشته اند که این رای گیری ها با زور و ارعاب و وحشت است و طبق قانون باید
باطل شوند . و این کار ادامه دارد ....
2 – شرکت واحد حقوق
فروردین ماه کارگران معلق را داد . به دستور مقامات قانونی ، شرکت واحد باید هرماه
50 درصد حقوق آنها را پرداخت کند و همچنین لباس ها و مبلغ بن شهرداری و بن کارگری و
دیگر مزایای متعلقه آنها را پرداخت کند .
3 – آقای گوهری یکی از
اعضای هیئت مدیره سندیکا به پزشکی قانونی رفت . تا برای شکایت در باره کتک خوردن سه
روز قبل خود از آقای رنجبری ستوان نیروی انتظامی در مقابل اداره مرکزی شرکت واحد
مدارک قانونی داشته باشد . دکتر نوشت دست و بازوی ایشان سیاه شده و باد کرده است
.
4 – بسیاری از کارگران
به بازرسی پلیس مراجعه و شکایت کتبی و شفاهی کردند که هروقت برای پیگیری کارهای
اداری رفته اند پلیس شرکت واحد به آنها حمله می کند . بازرسی به آنها گفت شما باید
به اجرائیات شهرداری بروید و شکایت کنید . کارگران به اجرائیات شهرداری رفتند و
مشکلات خود را درمیان گذاشتند . آقای سرهنگ سجادی مسئول اجرائیات شهرداری به آقای
سرگرد گودرزی مسئول پلیس شرکت واحد گفت وقتی از این پس کارگران به اداره شرکت واحد
می آیند آنها را ناراحت و اذیت و آزار نکنید . ببینیم که از این به بعد چه می کنند
.
گزارشگر
سندیکا
29 اردیبهشت
1386