مصاحبه
با منصور اسالو
*اسالو در گفتگو با"بولتن کارگری
ايران":تا مرز خفه شدن گلويم را فشردند... بر سر من می کوبيدند و می گفتند: بند و
بساطت را جمع کن و از اين جا برو.
روشنگری
.
مصاحبه با منصور
اسالو که در اينجا ملاحظه می کنيد، در بولتن کارگری ايران درج شده است. اين بولتن
به زبان انگليسی منتشر می شود و اساسا به بازتاب اخبار کارگری ايران در سطح بين
المللی اختصاص دارد.
اين نشريه اينترنتی توسط گروهی از جوانان تهيه ميشود
که سن متوسط آنها حدود 20 سال است و برخی از آنها در خارج از کشور متولد شده اند.
فکر انتشار چنين نشريه ای باآغاز موج حرکت جديد مستقل کارگری در ايران و بطور مشخص
حرکت سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی در آنها شکل گرفت. استقلال بولتن و عدم وابستگی
به منابع قدرت، مثل استقلال خود جنبش کارگری برای اين جوانان از اهميت درجه اول
برخوردار است.
علاوه بر پيوند های عاطفی با مسايل مردم زحمتکش ايران، عامل
ديگری که اين جوانان را به انتشار چنين نشريه علاقمند کرده است، مشاهده نقش روزمره
و مداوم مطالبات و مبارزات کارگری اين کشورهای اروپايی در گسترش دموکراسی و آزادی و
رفع ستم از گروه های ضعيف است. از اين رو آنها تصميم گرفتند نشريه ای منتشر کنند که
بطور اخص برمبارزات کارگران ايران متمرکز باشد و اخبار آنرا به زبان انگليسی در سطح
بين المللی بازتاب دهد.
تاکنون 12 شماره از اين بولتن منتشرشده است.
دوازدهمين شماره حاوی مصاحبه ای با منصور اسالو، دبير سنديکای شرکت واحد اتوبوسرانی
تهران، گزارش کاملی در باره دستگيری محمود صالحي، اخبار جنبش معلمان و مطالب ديگر
است.
از آنجا که اين بولتن مستقل کارگری به زبان انگليسی منتشر ميشود و
مطالب آن ميتواند مورد استفاده کسانی قرار گيرد که برای بازتاب اخبار کارگری ايران
و جلب حمايت بين المللی از مبارزات مستقل کارگران ايران به متون انگليسی نياز
دارند، ما بعد از انتشار هر شماره آن را در بخش انگليسی سايت منتشر می کنيم.
مصاحبه با منصور اسالو که در آخرين شماره اين بولتن درج شده، در نشانی زير
آمده است:
http://www.iranianworkersbulletin.org/IWB/Issues/NEWS12.pdf
آقای اسالو با تشکر از شما که دعوت ما را
برای مصاحبه با بولتن اخبار کارگری ايران –پذيرفتيد .
اولين سئوال ام از
شما اين است :
1- سنديکای شما در جمعبندی شماره 1 و 2 خود، گفته است ؛ " خط فقر
400 هزار تومان - اعلام شده است ، در حاليکه حداقل دستمزد ماهيانه کارگران 183 هزار
تومان در ماه تصويب شده است . در همانجاآمده در سال گذشته نرخ رسمی تورم 15% ونرخ
غير رسمی تورم که به زندگی واقعی نزديک است 50% اعلام شده است ، همچنين هزينه اجاره
مسکن نزديک به 40 % افزايش داشته و قيمت زمين و ساختمان در شهر های بزرگ بيش از 50
% رشد را نشان می دهد." با توجه به اين داده های آماری ، کارگران چگونه قادر به
تامين هزينه های زندگی شان خواهند شد و اين که اين مسئله چه تاثيری بر مبارزات جاری
وتشکل يابی ان ها می گذارد و اصولا اميدی به بهبود وضع اقتصادی کارگران وجود دارد؟
اسالو : کارگران مجبورند دو يا سه شغل داشته باشند ، اضافه کاری بکنند ،
همسران آنها مجبور شده اند به عرصه کار بيايند ، فرزندان آنها مجبور به ترک تحصيل
شده اند و کار می کنند . به دليل گران شدن وحشتناک هزينه مسکن مجبور شده اند به
حاشيه های شهرها و شهرک های اطراف تهران تا فاصله يکصد کيلومتری عقب نشينی کنند و
خيلی از آنها درآن محل های دور دست مستأجر شده اند . اين مسأله باعث شده است که
آنها فرصت کمتری برای مبارزات و فعاليت سنديکايی داشته باشند. اما چون طعم شيرين
دانش و مبارزه متحد و سنديکايی را دريافت کرده اند و حقوق کارکنان شرکت واحد حداقل
30% افزايش يا فته است و آن ناشی از تلاش های سنديکا بوده است ، راهی را که ياقته
اند ، رها نمی کنند . اصولاً هميشه اميدواری به بهبود شرايط هست ، بستگی به ميزان
دانش و آگاهی ما و تلاش و کوشش و پيگيری و پايداری و شناخت شرايط و موقعيت و تحليل
درست از شرايط و موقعيت و نحوه سازماندهی و ميزان علاقه مندی ما به کاری که انجام
می دهيم دارد . ميزان عشق ما به کاری که انجام می دهيم در ميزان اُميد ما مؤثر است
!
2) همان طور که می دانيد در سال گذشته (1385) ، چند هزار حرکت مطالباتی و
اعتراضی کارگری در کشورگزارش شده که اکثر آن ها برای دريافت حقوق ودستمزد های عقب
افتاده ( بين دو ماه تا دو سال ) و حق اشتغال بوده است . به نظر شما در کشور
ثروتمندی مانند ايران چرا دستمزد ها ی صد ها هزار نفر از کارگران به موقع پرداخت
نمی شود و اشتغال کارگران مدام در معرض تهديد است؟ منظورم اين است که چرا غم نان و
کار ، کمر کارگر بی پناه ايرانی را خم کرده است و اصولا چرا مراجع قانونی در کشور
از اين بی حقی عمومی کارگران دفاع نمی کنند؟
اسالو : علت اصلی تمامی اين بی
سامانی ها ، نبود سنديکاها و فدراسيون های کارگری است .عدم وجود تشکيلات کارگری و
کلاً نهادهای مدنی دموکراتيک چنين وضعيتی را برای کارگران به وجود می آورد. غم نان
وکار بدليل بی توجهی صاحبان قدرت و ثروت تجاری ودلالان و واسطه های کالاهای وارداتی
و کسانی که هيچ ارزشی برای استقلال اقتصادی و توليد و صنعت قائل نيستند به وجود می
آيد . موانع بسيار زياد در اَمر توليد و سازماندهی بوروکراتيک ضد دولتی و بی در و
پيکری واردات کالاها به صورت قاچاق و غير قاچاق آفت زندگی کارگران و توليد کنندگان
شده است .مراجع قانونی زمانی در برابر موضوعی عکس العمل نشان می دهند که نيرويی از
کف جامعه برای آن موضوع ايجاد شده و خواهان حقوق مربوط به آن موضوع باشد . نمونه
تلاش های سنديکای ما در راه ايفای حق و حقوق کارگران شرکت واحد و حضور نمايندگان
سنديکا در مراتب مختلف مبارزه سنديکايی به تدريج حرکت در جهت موازين قانونی را در
برخی از برخوردهای کارفرما و مسئولين ايجاد کرده است. پيگيری و پايداری بر موارد
قانون و حق کم کم در بخش هايی از مديريت قوه مجريه و قضايی تأثير گذاشته است . مهم
ايجاد تشکل ها و سنديکاهای کارگری است که با پشتوانه تاريخی و جهانی و استفاده از
تجربيات برادران و خواهران خود در ديگر کشورها می تواند موضع گيری در برابر بی حقی
ها را ايجاد و تشديد کند.
3) بخش ها ی مهمی از صنايع کشور ا زجمله؛ نساجي،
کفش ، سراجی و لاستيک سازی و غيره به علت ورود بی رويه و قاچاق کالا ها ی خارجی
توسط بعضی از نهادهای دولتی ، بنياد ها و به ويژه آقازاده ها و بازاريان ، دچار
بحران و ورشکستگی کامل، وحتی منجر به تعطيلی بخش های وسيعی از اين صنايع شده است .
به طوری که واردات کالا ها طی سال گذشته بنا به گزارش سنديکای شما از مرز 46
ميليارد دلار گذشته است . به نظر شما چرا از صنايع داخلی حمايت نميشود، در حاليکه
در موارد زيادی اين صنايع هم سود آور است و هم اشتغالزا می باشند؟
اسالو :
زمانی که ابزار قدرت سياسی در جهت دستيابی به سودهای ميلياردی به واسطه بدست آوردن
کميسيون ها و پورسانت های کلان بدون هيچ نظارتی و در زمان نبودن تشکيلات سنديکاهای
کارگری در ابعاد کارگاه تا سطح ملی مثل فدراسيون سنديکايی کارگری سراسری سرمايه
موجود به آسانی برای کسب سود بی دردسر و زودرس به سمت سرمايه گذاری تجاری و واردات
کالا و دلالی بين المللی حرکت می کند .
تصميم گيری اصلی در جاهايی خارج از
چهارچوب های ظاهری پارلمان و دولت گرفته می شود و راه های ورود کالا هموار می شود و
قوانين تصويب شده نهايتاً به سود سرمايه تجاری ــ دلالی به کار گرفته می شود و
ابزارهای ثروت و قدرت غير قانونی تنها سود را جستجو می کند ، در نتيجه به دليل
نداشتن سازماندهی اجتماعی زحمت کشان و کارگران ، سياست ها به سوی هموار کردن راه
ورود کالاها حرکت می کنند . ايجاد اشتغال تبديل به يک شعار بدون عمل می شود . نتيجه
واردات بی حساب و کتاب ، از ميدان بيرون کردن صنايع توليدی می شود . يکی از سياست
ها هم ممکن است اين باشد که با در پيش گرفتن اين سياست ها ، طبقه کارگر ايران از
آخرين امتيازات خود محروم شود و مجبور شود با روزی کمتر از يک دلار نيروی کارش را
بفروشد.
4) روز شنبه 5 اسفند ماه 1385 در شعبه 14 دادگاه انقلاب اولين جلسه
محاکمه شما به جرم به اصطلاح" اقدام عليه امنيت ملی و اختلال در نظم عمومی" انجام
شد. چرا شما که يک کارگر و فعا ل سنديکائی هستيد بايد در دادگاه انقلاب محاکمه
شويد؟ آيا دادگاه انقلاب اساسا هنوز طبق قانون اساسی مشروعيت قانونی دارند؟ و
پرونده يک کارگر فعال ارتباطی به دادگاه انقلاب پيدا می کند؟
اسالو : به
دليل آنکه تشکيل سنديکای کارگری منافع غير قانونی مديران و حراستی ها و شورايی ها ی
اسلامی را در شرکت واحد به خطر می اندازد و با آموزش قانون کار و قانون اساسی و
مقاوله نامه های بين المللی و حقوق کارگری ، کارگران با دانش حقوقی و قانونی جلوی
اجحافات و زورگويی های کارفرما و عوامل او را می گيرند و با نظارت آگاهانه جلوی
رانت خواری مديران گرفته می شود . مديران شرکت واحد از دوران شهردار شدن آقای احمدی
نژاد از گروه نظامی ها و سپاه پاسداران هستند ، آنها به رفتار پادگانی و زورگويانه
عادت دارند و از قوانين و حقوق کارگری و روابط کارگری و کارفرمايی بی اطلاع هستند .
وقتی با پديده قانونی و قانونمدار و آموزگار سنديکا روبه رو می شوند و به تدريج
متوجه می شوند که در شرکت واحد ديگر نمی توانند امکانات عمومی و بيت المال را در
جهت منافع شخصی و خصوصی خودشان به کار گيرند، پس با کمک گرفتن از همفکران و هم
باندی های خود در خانه کارگر، شورای تأمين استان و نهايتاً برخی از عوامل اطلاعات
دست به پرونده سازی بر عليه رئيس هيأت مديره سنديکای کارگران شرکت واحد می زنند و
با هماهنگی به عمل آمده بين آنها و عوامل امنيتي، انتظامي، اطلاعاتی برای از ميان
برداشتن سنديکای کارگران و باز کردن ميدان بهره برداری شخصی خودشان از امکانات
عمومي، هزينه سنگينی را به کارگران و من به عنوان نماينده راستين آنها و کشور اعمال
می کنند. و چون داد گاه های عمومی بارها اعضای سنديکا را مبرا از هر جرمی دانستند
دست به پرونده سازی در دادگاه انقلاب زدند.
اساساً دادگاه انقلاب مشروعيت
قانونی مطابق قانون اساسی ندارد و در شرايط بحرانی آغاز انقلاب با حکم امام خمينی
ايجاد شد و ايشان در اواخر عمر دستور داده بودند کليه موارد خلاف قانون اساسی به
چهارچوب قانون اساسی برگردد. پرونده يک کارگر فعال سنديکايی کارگری هيچ ربطی به
دادگاه انقلاب و وزارت اطلاعات ندارد.اما هماهنگی های پشت پرده مديران سپاهی شرکت
واحد و ديگر همراهان آنها در ديگر نهادهای امنيتی برای جلوگيری و ممانعت از حق و
حقوق کارگران پرونده يک نماينده کارگری را به دادگاه انقلاب می کشانند!
5)
چرا در ايران دفاع از حقوق کارگران و يا دفاع از تشکيل سنديکا ی مستقل برای شما
هزينه ای مساوی با به اصطلاح ,اقدام عليه امنيت ملی و اخلال در نظم عمومی کشور, در
برداشته وحالا دارند شما را به اين "جرم" موهوم محاکمه می کنند؟منظورم اين است که
يک سنديکای مستقل و صنفی مانند سنديکای اتوبوس رانی تهران و حومه ، منافع چه کسانی
را مورد حمله قرار می دهد که دادگاه انقلاب شمشير از رو می بندد وبه حمايت از آن ها
وارد گود می شود؟
اسالو : بدليل آنکه متأسفانه در کشور ما عده ای ناآگاهانه
و عده ای برای حفظ منافع فردی و باندی خود فرياد حق طلبی کارگری ما را با اتهامات
بيهوده و تکراری که در لايحه دفاعيات وکلای بنده کاملاً مردود اعلام شده است و
موارد قانونی بسياری برای رد اين اتهامات آمده است و اين اتهامات مثل تبليغ عليه
نظام و اخلال در امنيت داخلی کشور ديگر بی معنا و تکراری شده است و آنقدر اين
اتهامات را به هر تلاشگر اجتماعی, سياسی, زنان, دانشجويان, روزنامه نگاران,
نويسندگان, خبرنگاران, اساتيد دانشگاه و ديگر شهروندانی که حرفی برای گفتن داشته
اند زده اند، که ديگر نخ نما و بی معنا شده است و اُبهت و بار معنايی واقعی خود را
از دست داده است و اين ظلم درباره قانون و مواد قانونيست. در تمام محاکمه من که
شبيه بازجويی دوران زندان بود حتی يک سند معتبر دال بر اثبات چنين اتهاماتی وجود
نداشت و موضوع بيشتر استنباطی و نوعی تفتيش عقايد بود مسلماً سنديکای کارگران شرکت
واحد به منافع نا به حق همان شورايی های اسلامی و مديران و مسئولان غير پاسخ گو
وقانون گريز صدمه زده ودر جهت دفاع از حقوق عمومی کارگران شرکت واحد عمل کرده است
که آن مديران و دادگاه انقلاب به هم پيوند خورده اند.
6) اولين جلسه دادگاه
شما با پرونده ای بالغ بر 1200 صفحه تشکيل شد، شما که فضای اولين جلسه دادگاه را
شاهد بوديد و همچنين در روند تشکيل اين پرونده نيز هستيد، آيا به نظر شما تشکيل اين
پرونده، فضای دادگاههای عادی و بالاخره رای نهايی دادگاه در مورد شما، آيا می تواند
بدون نقطه نظرهای سياسی و امنيتی باشد و آيا خورد حسابهای از قديم جمع شده که بنظر
می رسد در تمام صفحات 1200 صفحه ای جای پايی محکم و جدی دارند، عمل می کنند يا نه و
چگونه؟
اسالو: همه اش پرونده سازی است مثل پرونده های بسياری ديگر که طی
سالها در مطبوعات و رسانه ها اعلام شده است. نقطه نظر سياسی بازتاب يک نقطه نظر
اقتصادی کلان است، کسانی از وجود سنديکاهای کارگری احساس خطر می کنند، که مجبور می
شوند پاسخ گو شوند، چنين پرونده ای را بر پايه فشارهای روحی روانی و زندان و
انفرادی و تهديد و ارعاب توليد می کنند تا با ايجاد رعب و وحشت و با تکيه بر مواردی
از زندگی خصوصی و روابط دوستانه خانوادگی افراد که ربطی به مسائل سياسی ندارند،
تلاشگران عرصه سنديکا را از تلاش صنفی و اجتماعی خويش بازگردانند.
شاهد مثال
اصلی آن صدها تن از همکاران من می باشند که از آنها خواسته اند تعهد بدهند فعاليت
سنديکايی نکنند تا آنها را از زندان آزاد کنند يا آنها را به سر کار برگردانند و
خود من بيشترين فشارها را تحمل کردم و انواع بازجويی ها را پس دادم تا از راهی که
رفته ام بترسم و ديگر فعاليت سنديکايی نکنم و همکاران و دوستان 20 ساله خود را
نبينم . و در يکماه بازداشت دوم خودم از 28 آبان ماه 1385 تا 29 آذر 1385 تنها چيزی
که از من می خواستند اين بود که از هيأت مديره سنديکا استعفا بدهم . يازده شب
انفرادی را از سر گذراندم در خيابان و داخل ماشين مأمورين اطلاعاتی ده ها مُشت به
سر و صورت و بدن من کوبيده شد، با دستمال گردن تا مرز خفه شدن گلويم را فشردند.
شخصی به نام اثنی عشری سروان نيروی انتظامی در قسمت مبارزه با مواد مخدر ( از روی
کارت شناسائی که يک سال پيش از او ديده بودم) رهبری چنين عملياتی را بر عليه من
داشت. کت من را پاره کردند و روی سر من کشيدند، با مشت هايی که انگشترهای عقيق درشت
روی انگشت های آنان بود بر سر من می کوبيدند و می گفتند: بند و بساطت را جمع کن و
از اين جا برو. همه اين ها برای ايجاد ترس و وحشت در من و خانواده ام بود تا از
سنديکا استعفا بدهم!
7) سنديکای شما چه انتظاراتی از خواهران و برادران
کارگر خود در ساير کشورها و اتحاديه ها و تشکل هاو ساير سازمان ها ی بين المللی
کارگری و حقوقدانان مترقی دارد؟ اصولا چگونه می شود، حمايت و همبستگی بين المللی را
به نفع جنبش های کارگری کشورهای پيرامونی و از جمله کارگران کشور ايران سازمان
داد.؟
اسالو: همانطورکه سرمايه جهانی است، تلاش برای حفظ حقوق کارگران نيز
يک امر جهانی است. خواهران و برادران ما در اتحاديه ها و تشکل های کارگری جهانی می
توانند با خبر رسانی از امور کارگری ما و تلاش های ما به ديگر کارگران جهان در
کشورهای خودشان و در بين مردم کشور و صنوف خودشان می توانند جوّ حمايتی به سود ما
ايجاد کنند. می توانند به سفارتخانه های کشور ايران در همه کشورها مراجعه کنند و
پشتيبانی و همبستگی خود را نسبت به کارگران شرکت واحد و سنديکای آنها اعلام کنند.
سازمان های بين المللی کارگری و حقوقدانان مترقی می توانند در مراجع جهانی مثل
ILO و UN و شورای جهانی دفاع از حقوق بشر موارد
نقض حقوق بشر و حقوق کارگری ما را طرح و با نامه نويسی به مسئولان حکومتی ايران
خواهان رعايت قوانين بين الملل و انسانی و حقوق بشری درباره کارگران ايرانی خصوصاً
کارگران سنديکايی شرکت واحد شوند. می توانند خواهان آمدن پرونده ايران به روی ميز
ILO شوند و از مقامات ايران
توضيحاتی پيرامون شرايط سرکوب و اخراج و زندانی کردن و محاکمات غير قانونی کارگران
شرکت واحد و ايران بخواهند اگر ايران عضو UN و ILO هست بايد موازين اعلاميه جهانی حقوق
بشر، مقاوله نامه های بين المللی کار به خصوص مقاوله نامه های 87 و 98 و دو منشور
ملل متحد و حقوق اتحاديه ای را رعايت کند . بيشترين حمايت از کارگران کشورهای
پيرامون به اين دليل بايد صورت پذيرد که اگر سطح دستمزدها در کشورهای پيرامون آنقدر
پايين باشد سرمايه جهانی صنايع خود را به کشورهای پيرامون منتقل می کند و کارگران
کشورهای مونوپول (اروپايی, آمريکای شمالی و استراليايی) دچار اخراج و بی کاری می
شوند.
با فشار به دولت ها و حکومت های اين کشورها و برگزاری کلاس ها، کنگره ها
و اعزام نماينده و بازرس برای تحقيق امور کارگری و آموزش حقوقی ـ سنديکايی کارگران
کشورهای پيرامونی و حمايت های حقوقی و مالی از سنديکاهای نوپای آنها مثل ما می توان
از آنها حمايت کرد.
با سپاس از شما منصور اسالو رييس هيات مديره سنديکای
کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه
صبح امروز شنبه 22 اردیبهشت 86 اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد که پیرو دستور مدیر کل دادگستری تهران به اداره مرکزی شرکت مراجعه کرده بودند با دخالت ماموران نیروهای پلیس روبرو شدند یکی از ماموران با باتوم به جان کارگرها افتاد و آقای گوهری باتوم شدیدی خورد و کارگران جلوی خروج اتوبوس ها را از منطقه یک گرفتند . اتوبوس های منطقه یک از در منطقه دو خارج شدند ................مبارزه ادامه دارد
پيرو گزارش هاي رسيده به
سند يكا در باره استفاده از خود روهاي عمومي در جهت امور شخصي توسط برخي از مديران
شركت واحد در تاريخ 20/2/1386 به ساعت يازده ونيم شب اتوموبيل پبكان
شماره 99848 تهران 41 به رانندگي .......... يكي از مديران شركت همراه همسر
ويكي ديگر از اعضاي خانواده در حالي كه آرم شركت واحد روي دو تا از درهايش نقش بسته
بود و زير آن نوشته بود (( استفاده اختصاصي ممنوع )) در مسير خيابان جانبازان غربي
از ميدان هفت حوض به سمت غرب در حال حركت بود وقتي با او سلام واحوالپرسي كرديم وبه
او گفتيم روي در خودرو نوشته استفاده شخصي ممنوع گفت ميدانم . اين در
حالي است كه اگر يكي از رانندگان براي رفتن به سرويس بهداشتي چند دقيقه از پشت
فرمان بلند شود و يا براي خوردن صبحانه چند دقيقه در كنار خيابان متوقف شود تا يك
تكه نان خالي يا يك چاي بخورد زمين وزمان به هم ميريزد و فورآ سر وكله گشتي
ها وعوامل بهره برداري و بازرس ها و حراستي ها پيدا ميشود كه اي داد و بيداد دين از
دست رفت و بيت المال ازبين رفت وراننده را هزار جور سركوفت ميزنند به كميته انضباط
كار ميفرستند جريمه و توبيخش ميكنند وبرايش پرونده سازي ميكنند تا به آساني
اخراجش كنند . مخصوصآ رانندگان سنديكايي را . از رانندگان عزيز ميخواهيم در هر كجا
ازمديران وحراستي ها هر تخلفي ديدند به سنديكا گزارش دهند تا براي حفظ بيت المال به
أگاهي همگان برسد . براي سالم سازي وحفظ حقوق مردم وشركت وجلو گيري از حيف ومبل
اموال وسرمايه هاي عمومي اين يك وظيفه سنديكايي است .
كميسيون حقوقي سنديكا
با حقوق خود آشنا شویم و ازحقوق خود دفاع کنیم!
برای دفاع از حقوق خویش در انتخابات فرمایشی وکارفرمایی شوراهای اسلامی کار شرکت نمی کنیم !
سلام به شما همکاران آگاه ، شریف و زحمتکش
احتراماً به آگاهی می رساند :
طبق ماده 131 قانون کار و اصل 26 قانون اساسی و مقاوله نامه بنیادین 87 سازمان بین المللی کار سندیکای کارگران شرکت واحد بدون دخالت کارفرما و دولت و با اراده کارگران مطابق استانداردهای کارگری تشکیل شده است و از طرف سازمان بین المللی کار (ILO) و اتحادیه بین الملل کارگرانITUC) ) و فدراسیون جهانی کارگران حمل و نقل( ITF ) به رسمیت و عضویت پذیرفته شده است و سندیکا با پذیرش همه سختی ها از حقوق کارگران دفاع نموده و می نماید .
همانطوریکه شما همکاران عزیز به خوبی آگاهید شوراهای اسلامی کار به دلیل دخالت کارفرما و وزارت کار در تعیین اعضای آن به هیچ وجه نمی توانند نمایندگان واقعی کارگران باشند و به دلیل همین دخالت ها شوراهای اسلامی کار از نظر قوانین داخلی و بین المللی به عنوان نماینده کارگررسمیت نداشته و مردود هستند .
شوراهای اسلامی کار آنچنان که در شانزده سال گذشته نشان داده اند همیشه مطیع و گوش به فرمان مدیریت بوده اند و در جریان حمله ناجوانمردانه به سندیکا در تاریخ 19/2/1384 و اعتراضات بعدی کارگری در همان سال اعضای شوراها در سرکوبی کارگران با مدیریت ، حراست و پلیس امنیتی کاملاً همکاری داشته و به طور مثال اکبر عیوضی ، علی مهدوی خواه ، حسن بهرامی و حسین خدایی از شوراهای اسلامی مناطق 1و5و6 برگه های مربوطه ، علیه بیش از 50 نفر ازهمکاران و مدافعین شما را امضاء کرده وحقوق آنها را پایمال نموده اند.
همکاران گرامی طبق ماده 178 قانون کارهیچ مقامی نمی تواند شما را با زور و تهدید وادار به شرکت در رأی گیری شوراهای اسلامی کار نماید .
گرفتن تعرفه ها یا کارت های حضور و غیاب یا هر اقدام دیگری نظیرآن در جهت مجبور کردن شما به شرکت در رأی گیری صد درصد غیرقانونی وتخلف محسوب شده و شما حق دارید متخلف را تحت پیگرد قانونی وقضایی قرار دهید، بنابراین:
برای دفاع از حقوق خویش در انتخابات نمایشی وکارفرمایی شوراهای اسلامی کار شرکت نمی کنیم !
شایسته است مدیریت شرکت واحد به منظور جلوگیری از ایجادهرگونه نا آرامی و نارضایتی کارگری و اخلال در امور از انجام هر اقدام غیر قانونی مبنی بر اجبار کارگران در شرکت کردن در رای گیری جدا" خودداری نماید .
مسئولیت ایجاد هرگونه بی نظمی و ناآرامی با مدیریت شرکت واحد خواهد بود.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
18 اردیبهشت 1386
آموزشی ، اساسنامه ی
سندیکا را چگونه می آموزیم
منصور اسالو
(قسمت
اول)
وقتی در جلسات
سندیکا از یکی دیگر از اعضا دل خور می شویم و می خواهیم به نوعی جواب او را بدهیم
اول داد و فریاد می کنیم ، گاهی یاد دوران قبل از سندیکا می افتیم و فحش می دهیم
بالاخره هرچه باشد ما راننده بوده ایم و نصف حرف معمولی راننده ها هم فحش و داد و
بد و بیراه است اما وقتی داد و هوار راه می اندازیم ، میبینیم بیشتر افرادی که
حاضرند نسبت به ما با دید منفی نگاه می کنند و حتی اگر راست هم بگوییم ، فایده ای
ندارد و دیگر اعتبارمان را از دست داده ایم ، دو راه بیشتر برای ما نمی ماند یا
باید برویم یا باید بمانیم و خودمان و رفتارهای نادرست را تغییر دهیم. تغییر در
رفتار ما چگونه صورت می پذیرد، باز هم دلخوریم و می خواهیم هر چه را که می بینیم
محکوم کنیم ، اما تا به حال به کجا رسیده ایم ، از توجیه گریز از مرکز وجدانی خود
ما را به کجا خواهد کشاند.
تا اینکه یک نفر می
گوید ما ده ها تبصره و ماده را طی ماه ها به تصویب رساندیم تا نوع روابطمان را
توضیح دهیم. آن وقت دیگر مشکل زمان نخواهیم داشت . اگر به اساسنامه رجوع کنیم تا
ببینیم چه کار باید بکنیم. اساسنامه ماحصل تجربه و نظر و خرد جمعی همه ماست که ماه
ها در هیات موسس باتوجه به نظریات ده ها ناظر و علاقه مند با استفاده از اسناد
اساسنامه ای نهاد ها و سندیکاهای دیگر تنظیم گردید و حالا برخی از کاستی ها ی آن
بعد از نزدیک به دو سال برای ما روشن شده است اما حرف و حدیث بسیاری ندارد، می توان
در یک مجمع عمومی اساسنامه را اصلاح کرد و نظرات جدید را با بحث و تفسیر به رای
گذاشت و در ادامه کار آموزش اساسنامه به اعضا بسیاری از اعضا به هم نزدیک می
شوند . یک روز زودتر بهتر که ما اساسنامه ای رفتار کنیم و عرصه جلسه سندیکایی را به
میدان....تبدیل نکنیم . منطق ما خرد جمعی و نظرات دوستان است . تابعیت از اساسنامه
تنش ها را کاهش می دهد و اتحاد را ژرفش می بخشد.
ادامه ماجرای دستگیری
آقای یعقوب سلیمی ، مسئول کمیسیون حقوقی سندیکا
طی حمله به لباس شخصی ها برای دستگیری غیرقانونی آقای اسالو رئیس هیات مدیره سندیکا در زیرزمین متروی میدان هفتم تیر و دخالت همکاران و مردم در مقابل این حرکت غیرقانونی آقای یعقوب سلیمی مسئول کمیسیون حقوقی سندیکا به اتفاق مامور حراست ایستگاه مترو هفتم تیر به دفتر حراست متروی هفتم تیر می رود . در آنجا پس از تهیه ی گزارش و هماهنگی با لباس شخصی ها با رئیس کل حراست متروی تهران ، آقای یعقوب سلیمی را به لباس شخصی ها تحویل می دهند و آنها یعقوب را به کلانتری قائم مقام می برند و پس از بازجویی در پایگاه سوم اطلاعات پلیس تهران او را به پاسگاه اطلاعات امنیت میدان نیلوفر بالاتر از میدان تختی می فرستند . البته آقای سلیمی اظهار داشتند در بازجویی ها قید کرده اند که بدون حضور وکلایم طبق قانون اساسی حرف نمی زنم . به هر حال ایشان را از کلانتری امنیتی نیلوفر به کلانتری سنایی می فرستند و یک پرونده سراسر اتهام واهی و کذب همراه ایشان می فرستند و به او تفهیم می کنند که به دلیل اخلال در نظم و کمک به فرار منصور اسالو دستگیر شده ای و یک حکم و شماره نامه ی را هم به ایشان نشان می دهند ، اما ایشان می گوید به من چه مربوط است ، اگر حکم دستگیری و جلب اسالو رئیس هیات مدیره مارا داشتید پس چرا در ایستگاه مترو هفتم تیر در حضور دویست نفر ارائه ندادید و فقط به زور متوسل شدید و هیچ نامه ای از دادگاه نشان ندادید در صورتیکه آقای مددی نایب رئیس سندیکا صد دفعه به شما گفت حکم-کارت-حکم-کارت ، اما شما هیچ حکمی ارائه نکردید و این شماره و کاغذ که می گویید ساختگی است یا برای گیج کردن من دروغ می گوئید . یکی از افسران به